مشاوره فردی

مشاوره فردی
مشاوره فردی می تواند برای همه افراد خصوصا افرادی که نیاز های خاص دارند بسیار مفید باشد

مشاوره فردی : هر کس در زندگی خود موانع و مشکلاتی را تجربه می کند و وقتی همه چیز به روشی که ما برنامه ریزی کرده ایم پیش نمی رود ، استرس ما افزایش پیدا می کند. همچنین وقتی در زندگی خانوادگی خود با مسائلی روبرو می شویم یا شخصی یا چیزی را که برای ما مهم بود از دست می دهیم، زندگی مطمئناً می تواند چالش برانگیز باشد .

انسان به طور طبیعی موجودی اجتماعی است ، بنابراین گفتگو و برقراری ارتباط با دیگران یکی از اصلی ترین روش هایی است که برای غربالگری افکار خود داریم. متأسفانه ، ما همیشه راحت نیستیم که با اطرافیان خود صحبت کنیم. وقتی احساس خستگی بیش از حد می کنیم و احساسات ، نگرانی ها و استرس های ما افزایش پیدا می کند نیاز داریم که نگرانی هایمان را با یک نفر در میان بگذاریم. آنجاست که مشاوره می تواند به شما کمک کند . مشاوره فردی به شما امکان می دهد با اعتماد به نفس با کسی صحبت کنید.

یک مشاور حرفه ای می تواند به طور عینی به نگرانی های شما پاسخ دهد ، کلمه ای آرامبخش ارائه دهد و به شما مشاوره ای صحیح بدهد تا به شما کمک کند زندگی بهتری داشته باشید.

مشاوره فردی یک فرصت شخصی برای دریافت حمایت و تجربه رشد در دوره های چالش برانگیز زندگی است. مشاوره فردی می تواند به یک شخص کمک کند تا با بسیاری از موضوعات شخصی زندگی مانند خشم ، افسردگی ، اضطراب ، مصرف مواد ، ازدواج و چالش های روابط ، مشکلات والدین ، ​​مشکلات مدرسه ، تغییرات شغلی و غیره برخورد کند.

مشاوره فردی فرایندی است که از طریق آن مراجع در یک محیط امن ، دلسوز و محرمانه با یک مراجع بع گفتگو می پردازد. مشاوره به افراد این امکان را می دهد تا احساسات ، عقاید و رفتارهای خود را کشف کنند ، از طریق خاطرات چالش برانگیز یا تأثیرگذار کار کنند ، جنبه هایی از زندگی خود را که دوست دارند تغییر دهند شناسایی کنند ، درک بهتری از خود و دیگران داشته باشند ، اهداف شخصی خود را تعیین کنند و برای تغییر مطلوب تلاش کنند.

مشاوره فردی مشاوره ای است که با توجه به نگرانی های فوری یا نزدیک فرد در آینده انجام می شود. مشاوره فردی ممکن است شامل مشاوره و برنامه ریزی شغلی ، غم و اندوه پس از مرگ عزیز شما یا مقابله با مشکلات کار در شغل قبل از بزرگ شدن باشد.

لیست موضوعات مشاوره ازدواج که در ادامه می خوانید

فهرست مطالب

برای دریافت کامل ویدئوها ایمیل خود را وارد کنید تا برای شما ارسال گردد.

چه کسی می تواند از مشاوره فردی بهره مند شود؟

مشاوره فردی متناسب با نیازهای خاص فرد است ، این بدان معناست که تقریباً برای همه مفید است. نیازهای فعلی یک فرد برنامه درمانی را تعیین می کند ، اگرچه این می تواند در طول دوره درمان تغییر کند. خواه با غم و اندوه و یا آسیب روانی کنار بیایید ، با افسردگی یا نارضایتی شغلی کنار بیایید یا صرفاً به دنبال بهبود دیدگاه عمومی خود باشید ، مشاوره فردی می تواند نوعی بهبودی را فراهم کند. در طول درمان ، درمانگر احتمالاً الگوهای رفتاری ناسالم را شناسایی می کند که حتی ممکن است از آن آگاهی نداشته باشید ، بنابراین درمان نیز می تواند به شما در رشد یک فرد کمک کند.

مشاوره فردی با گفتگو با دوست یا یکی از اعضای خانواده متفاوت است. گرچه عزیزان می توانند توصیه های بسیار خوبی ارائه دهند ، اما به ندرت عینی هستند و برای ارزیابی عناصر مختلف ضربه و سوگ و فقدان آموزش دیده نیستند. بعلاوه ، برخلاف دوستان و خانواده ، یک مشاور به یک توافق نامه محرمانه ملزم است. این به شما کمک می کند تا احساس امنیت کنید ، بنابراین می توانید با درمانگر خود رابطه قابل اعتماد برقرار کنید.

برخی از زمینه هایی که در مشاوره فردی با افراد کار می شود عبارتند از: افسردگی ، استرس امتحان ، نگرانی های مربوط به مطالعه ، تعارضات خانوادگی و مسائل ، تعارض روابط و مسائل ، مشکلات رفتاری ، مشکلات عزت نفس ، اعتماد به نفس و مسائل مربوط به تصویر از خود ، تعارض درونی ، عدم وجود انگیزه ، پریشانی عاطفی ، ترس و اضطراب اجتماعی ، احساسات برطرف نشده مربوط به عصبانیت ، صدمه ، ترس ، شرم ، غم و …

مشاوره فردی
مشاوره فردی می تواند برای همه افراد خصوصا افرادی که نیاز های خاص دارند بسیار مفید باشد
اکثر افرادی که به مشاوره فردی مراجعه می کنند مشکلات مشترکی دارند مشکلاتی مانند غم و اندوه ، سوگ و از دست دادن

مشکلات مشترک در مشاوره فردی

هنگامی که زندگی طاقت فرسا ، غیرقابل تحمل یا کاملاً چالش برانگیز می شود ، مشاوره فردی می تواند گزینه ای باشد که به شما کمک می کند درک بهتری از مشکلات و نیازهای خود داشته باشید ، انعطاف پذیری ایجاد کنید و دوباره زندگی خود را کنترل کنید.

برخی از دلایل متداول که افراد به دنبال مشاوره فردی هستند شامل موارد زیر است:

  • افسردگی ، اضطراب ، ضربه و سایر بیماری های روحی
  • مدیریت استرس
  • مدیریت خشم
  • غم و اندوه ، سوگ و از دست دادن
  • عزت نفس و اعتماد به نفس پایین
  • چالش های رابطه

مزایای مشاوره فردی​

مشاوره فردی مزایای زیادی نسبت به روش های درمانی دیگر دارد مزایایی مانند خودآگاهی ، خودکاوی ، شناسایی مرزها و غیره

مشاوره فردی به دلایل مختلفی از جمله افزایش خودآگاهی فرد ، تشویق به جستجو در خود ، شناسایی مرزها ، افزایش مهارت های ارتباطی و بهبود استفاده از مهارت های مقابله ای سالم مفید است. این مزایا منجر به تغییر رفتار در فرد می شود که غالباً علائم مشکلات روانی را کاهش می دهد.

1- خودآگاهی

 در طول فرایند مشاوره ، فرد و مشاور در مورد موضوعاتی که باید به آنها پرداخته شود بحث می کنند. مشاوران غالباً افراد را به تأمل و تعمق در تجارب خود ترغیب می کنند. به عنوان مثال ، ذهن آگاهی ابزاری است که به طور گسترده در مشاوره برای افزایش توانایی حضور فرد در اینجا و اکنون مورد استفاده قرار می گیرد. فعالیت های ذهن آگاهی اغلب افراد را ترغیب می کند تا افکار ، احساسات و احساسات رخ داده در جلسه را در نظر بگیرند. این نوع تمرین منجر به خودآگاهی از تجربه انسانی می شود. در حال حاضر درون من چه می گذرد؟

2- خودکاوی

مشاوره همچنین به افراد این امکان را می دهد تا سفری در خودآگاهی پیدا کنند. من کی هستم؟ اعتقادات و ارزشهای من چیست؟ چه چیزی زندگی را برای من معنی دار می کند؟ افراد موجود در زندگی من چه کسانی هستند؟ اینها همه سوالاتی است که مشاوره در راس ذهن یک فرد قرار می دهد. lah,vi tvnd

3- شناسایی مرزها

بسیاری از افراد برای مسائل مربوط به روابط و مهارتهای اجتماعی خود به دنبال مشاوره هستند. بیشتر اوقات ، مسائل از عدم وجود مرزها ناشی می شوند. مرزها محدودیت های جسمی و عاطفی است که به تمایز خواسته ها ، نیازها و ترجیحات یک فرد از دیگری کمک می کند. مهمترین جنبه تعیین مرزها تشخیص مکان مورد نیاز شماست.

برای برقراری ارتباط بین مرزها ، فرد ابتدا باید به دنبال شناسایی و آگاهی از آنها باشد. نقش مشاور این است که بینشی از نیازها و ترجیحات فرد را فراهم کند. هر هفته به چه مدت زمان از شریک زندگی خود نیاز دارید؟ چگونه می توان وظایف را در اولویت قرار داد و برای خود حد و مرز تعیین کرد؟ هر یک از این سوالات را می توان در مشاوره بررسی کرد.

4- مهارت های ارتباطی

مشاوره علاوه بر شناسایی مرزها ، مهارتهای ارتباطی مانند مهارتهای ابراز وجود ، هوش هیجانی ، همدلی ، گوش دادن فعال ، اعتماد به نفس و احترام را نیز بهبود می بخشد.

قاطعیت ، که شامل ایستادن برای نیازهای شخص در عین احترام به نیازهای دیگران است ، برای این امر بسیار مهم است

5- مهارت های مقابله سالم

از همه مهمتر ، افراد مهارتهای مقابله ای ارزشمندی را در طول مراحل مشاوره کسب می کنند. به عنوان مثال ، مشاوران در طول جلسه بر روی تکنیک های ذهن آگاهی تمرکز می کنند ، که در کاهش علائم اضطراب موثر است. این دانش را می توان از جلسه مشاوره به دنیای واقعی برد.

علاوه بر این ،مشاور  افراد را ترغیب می کند تا از مهارتهای کنار آمدن مربوط به الگوهای فکری فرد استفاده کنند. به عنوان مثال ، توانایی فرد را در شناسایی عوامل محرک و افکار ناسالم مربوط به اضطراب و افسردگی افزایش می دهد. همچنین افراد را در مورد روشهای تغییر شکل افکار و در نظر گرفتن دیدگاههای جایگزین آگاه می کنند.

پاسخ به سوالات مشاوره فردی

مشاوره فردی در یک فضای امن ، دلسوز و محرمانه انجام می شود تا امکان بحث و گفتگو آزاد و حل مسئله فراهم شود. مشاوران متخصصان آموزش دیده از انواع زمینه های مختلف آموزشی ، شغلی و فرهنگی با مهارت پشتیبانی از انواع مختلف چالش ها و موانع سلامت روان هستند. مشاوره فردی می تواند به روش های مختلفی کمک کند ، از جمله:

  • گوش دادن پشتیبانی بی طرفانه
  • شناسایی چالش ها و عوامل محرک خود
  • ارزیابی استراتژی های مقابله ای موجود
  • ایجاد تکنیک های مثمر ثمر و مثبت
  • حل مسئله
  • در حال رشد اعتماد به نفس ، عزت نفس و مقاومت
  • درک بهتر خود و شناسایی و دستیابی به اهداف خود
  • مشکلات ارتباطی
  • مسائل مربوط به والدین
  • مشکلات بهداشت روانی
  • اختلالات خوردن
  • رفتار اعتیاد آور.
  • بیماری جسمی و معلولیت
  • چالش هایی که به عنوان سرپرست با آنها روبرو هستید
  • جدایی ، طلاق
  • مرگ یکی از عزیزان
  • تجربه مهاجرت و مسائل مربوط به آن

گاهی اوقات صحبت با دوست می تواند مفید باشد و مشاوران اغلب مشتریان را به صحبت کردن با خانواده و دوستانشان ترغیب می کنند. اما استفاده از دوستان به عنوان تنها محرم و پشتیبان معایبی دارد.  دوستان و خانواده می توانند تعارض وفاداری را احساس کنند و به سختی می توانند مسائل را محرمانه نگه دارند. آنها ممکن است خودشان از آنچه شما به آنها می گویید ناراحت شوند و اگر مشاوره آنها را نپذیرید می توانند ناراحت شوند.  ولی میتوانند با شرایط ناراحت کننده و دشوار کنار بیایند.

پرسش و پاسخ

17 آوریل 2021
زهره

با سلام . من 19 سالمه و به ظاهر خودم زیاد رسیدگی میکنم و شیک پوش و مرتب هستم ، خیلی به این قضیه اهمیت میدم و وقت برای نظافت و آرایش کردن و آراستگی خودم زیاد میذارم ، اما مادرم از این رفتارم خوشش نمیاد و همیشه بحث و دعوا داریم. من واقعا نمیتونم که این رفتارمو بذارم کنار و برام مهم هست اما گیر دادن ها و غر زدنهای مادرم کلافم کرده و خیلی اذیت میشم ، خواهشا راهنماییم کنید که چکار کنم؟

17 آوریل 2021
مشورت خانه

مسلما پرداختن به ظاهر و زیبا سازی چهره و اندام نباید نادیده گرفته بشه و به انسان حس خوبی میده اما در هر صورت هر چیزی حد و اندازه ای داره و نباید چندان شدت پیدا کنه که موجب حساسیت دیگران و آزار خودمون بشه و همیشه برای هر کاری و هر جریانی باید محیط اطراف و نزدیکان هم در نظر گرفته بشوند و شرایط رو درک کنیم.
بالاخره مادر شما مال زمان دیگری است و ممکنه یه مقدار سنتی فکر کنه و در زمان خودش و در کودکی و نوجوانی و جوانی ، محدودیتهایی داشته و توی فضایی بزرگ شده و پرورش پیدا کرده باشه که این چیزها براشون عیب محسوب بشه ، معمولا انسانها با عقاید و ذهنیتهایی که از بچگی با اون بزرگ میشن ، دیگه جزیی از ذات و وجودشون میشه و نمیتونن چیزهای دیگر رو بپذیرند.
البته که تغییر پذیری و روحیه انعطافی داشتن ، همیشه باعث رشد و پیشرفت و آرامش انسان میشه اما اجبار در این کار درست نیست و انسانها رو نمیشه به زور و تهدید و مقابله های سخت ، تغییر داد!
توصیه میکنم که اولا سعی کن یه مقدار از شدت عمل در پرداختن به آرایش و آراستگی پرهیز کنی و زندگی رو فقط در این امر خلاصه نکن ، از زوایای دیگه ای هم به زندگی نگاه کن و در همه حال افراط و تفریط رو رعایت کن. ثانیا حواست به حساسیت های مادر و محیط اطرافت باشه و اونها رو هم در نظر بگیر و زمان ها و مکان هایی رو برای آرایش کردن و مرتب کردن و نما دادن به خودت اختصاص بده که کمتر در معرض دید مادرت قرار داشته باشی و با خیال راحت کار خودتو بکن.
مقابله به مثل کردن و لج و لجبازی و بگو مگو ، فقط موجب آزار خود و فشارهای روحی روانی و خشم و عصبانیت خودت و دیگران میشه و اصلا کار درستی نیست ،تا میتونی از اینجور رفتارها پرهیز کن و خیلی وقتها سکوت کن ، گهگاهی هم به خودت نگیر و با خنده و شوخی جواب بده ، لازم نیست که همیشه بخوای از در خشونت وارد بشی و محیط رو متشنج تر کنی و زندگی رو به کام خودت و دیگران تلخ کنی. روی خودت بیشتر کار کن و تغییراتی در اخلاق و رفتارت به وجود بیار تا اوضاع به نفع خودت و دیگران تغییر کنه و زندگی به کامت بشه.

02 می 2021
Arezoo

با سلام دختری 22 ساله هستم از وقتی بچه بودم بابا مامانم دعواشون میشد و بابام فحش میداد به مامانم و پیش چشم ما کتکش میزد و مامانم جواب میداد و از خودش دفاع میکرد. بچگیم با کابوس گذشت شبا قبل خواب میترسیدم چون بارها شده بود صبح از خواب بیدار میشدم و مامانم نبود زنگ میزدم بابام میگفت رفته خونه بابا بزرگت. با خودم میگفتم که مامانم بیرحمه منو نبرده! بزرگ شدم فهمیدم که بابام نمیذاشته مامانم بیاد.
پدرم مهربون و خوش اخلاقه با مامانمم خیلی خوبه اما وقتی دعوا بشه شروع میکنه به فحش دادن و دستشو بلند میکنه روش. هم فحش میده و هم میگه جرعت داری فحش بده ، مامانم حالا دیگه نمیترسه وقتی بابام فحش میده مامانم هم فحش میده ، میگه خسته شدم از بس کتک خوردم و فحش شنیدم. چند بار به بابام گفتم خودمو میکشم نمیخوام دیگه این صحنه هارو ببینم. چن وقت پیش حین کتک کاریشون نتونستم جداشون کنم، دیدم زورم نمیرسه رفتم کلی قرص خوردم ، الان با هم خوبن و مشکلی ندارن اما ترسی در وجودم هست که نمیذاره زندگیمو بکنم ، تنها راه خودکشی به ذهنم میرسه هزار بار برادرم و من باهاش حرف زدیم اما اثری نداره چن بار بهش گفتیم کاراش اشتباهه و شکایت کردیم که چرا اینجوری میکنی باهامون؟ هفته ها قهر کرده گفته شما طرف مامانتونو میگیرین .برای ما پدر خوبیه هیچی کم نمیذاره برای مادرمم شوهر خوبیه اما تا وقتی که بینشون دعوایی نشه!!اونوقت دیگه اصلا نمیشه شناختش انگار یه آدم دیگه میشه.

02 می 2021
مشورت خانه

اول اینکه وقتی که تغییر دادن صفات و رفتارهای اشخاص دیگر ، از عهده ما خارج است و نمیتونیم به اون صورت کاری رو از پیش ببریم ، نباید دیگه اینهمه غصه بخوریم و خودمونو زجر بدیم و سرزنش کنیم و روح و روان خودمونو آزرده کنیم. شما اگه یک صفت و یک ویژگی بد و نامناسب مربوط به خودت باشه ، اون دیگه دست خودته و میتونین سعی و تلاشتو بکنین که اون ویژگی رو تغییر بدی یا اصلاح بکنی ، اما ما که نمیتونیم و قدرت اینو نداریم که همه خصلتهای بد دیگران رو تغییر بدیم و دنیا رو طبق میل خودمون پیش ببریم.
پس در اینجا دیگه تقصیرکار شما نیستید و نباید اینهمه حرص بخورید و به اوج ناراحتی و اندوه برسید تا جایی که دست به خودکشی بزنید! شما و برادرتون که به حد کافی تلاشتونو دارید میکنید که این دعواهای بین پدر و مادرتون صورت نپذیره ، کار دیگه ای که از دستتون برنمیاد. پس بهتره آرام باشید و با واقعیات کنار بیاید.
آنچنان که میفرمایید ، پدر شما یک انسان خوش قلب و مهربان هست و هر کاری هم که از دستش بر اومده ، برای شما و مادرتون انجام داده و میدهد. اما متأسفانه همین آدم دلسوز و خوش اخلاق ، یه وقتهایی به شدت عصبانی و نامهربان میشه و دیگه دست خودش نیست که چکار میکنه و اوضاع منزل شما به هم میریزه.خب در این شرایط ، مادرتون باید سعی کنه که ملاحظه ی پدرتونو بکنه و یه مقدار کوتاه بیاد تا خشم و طوفان پدرتون فرو بشینه و آرام بگیره. مطمعنا اگه در اون هنگام ، مادرتون قدری جلوی خودشو بگیره و چیزی نگه ،همه چیز ختم به خیر خواهد شد و دیگه دعوایی صورت نمیگیره.
شما و برادرت هم موقع دعوا ، سعی کنید چندان دخالت نکنید و از یکی از طرفین ، طرفداری نکنید که باعث حساسیت و بدتر شدن و دامنه زدن به اختلاف باشید. با افراد عصبانی و مخصوصا در مواقع حساس و شدید ، نمیشه کل کل کرد و یا اون موقع نصیحتشون کرد. باید با حرفهای آرام کننده و بسیار نرم و حتی گاهی در بین دعوا ، صراحتا بهشون اعلام کنی که حق با شماست و تا آرام بشن و آتش خشمشون شعله نکشه و کم کم خاموش بشود.
پدرتون هم باید آرام آرام سعی کنه که از بکار بردن الفاظ و جملات توهین آمیز و نا مناسب و فحش و بد و بیراه گفتن ، دوری کنه و مرتبا روی خودش تمرین داشته باشه که به مرور کنترل خودشو به دست بگیره و آرام تر و نرمال تر عمل کنه و استرس و فشار موجود بر روی خودشو کمتر کنه و شما هم هر کدام به نوبه خود کمک کنید که جو و شرایط ، به گونه ای باشه که حساسیت و زمینه برای بوجود آمدن اختلافات ، کم بشه و به کمترین میزان برسه.
سرافراز باشید

03 ژوئن 2021
کاوه

من ۴۲ ساله هستم و مجرد ولی روابط صمیمی زیادی داشتم.مدت زیادی ست در یک سر درگمی زندگی می کنم وضعیت مالی من خوب ست شغل دارم ولی احساس می کنم تبدیل شده ام به ماشین تولید پول برای پول بیشتر. اصلا هدف خلقت چیست ما دنبال چی هستیم؟

03 ژوئن 2021
مشورت خانه

پاسخ به این سؤال از چندین منظر قابل بررسی ست در نگاه حاکم تر جامعه ما هدف از زندگی این جهانی، چیدن توشه برای رستگاری در جهان دیگر ست و افراد مسلمان، مسیحی و … بر اساس چندین تکلیف به دنیا آمده اند و تمام تکالیف آماده سازی برای هموار کردن راه رسیدن به بهشت ست.
پاسخ به این سؤال البته از منظر دیدگاه های فلسفی سده اخیر که در صدر آنها اومانیست( انسان گرایی) قرار دارد، به شکل دیگر پاسخ داده شده ست . بر این اساس ما انسان ها در این جهان شلوغ به دنبال معنا هستیم و معنا ها مسیر و فر جام ما را مشخص می کند. پیشنهاد می کنم کتاب “انسان در جستجوی معنا” ویکتور فرانکل، “طاعون” و “بیگانه” آلبرکامو را مطالعه کنید.

03 ژوئن 2021
گلشانی

سلام.من قبلا خیلی بانشاط بودم و کارهامو به راحتی انجام می دادم و مطالعه منظم داشتم ولی الان یکسالی هست که به سختی کار می کنم، اصلا نشاط ندارم و حتی کارهای عادی را به اجبار انجام می دم، شاید یکساله نصف کتابی نخوندم مگر برای امتحان و این چیزا، هر کاری می کنم دیگه مثل قبل حوصله ندارم
ممنون می شم راهنمایی بفرمایید.

03 ژوئن 2021
مشورت خانه

سلام
بی حوصلگی شما می تواند دلایل گوناگونی داشته باشد، تغییرات روحیه و حالات های روانی دلایل زیستی، روانی و اجتماعی گوناگونی دارد. می تواند ناشی از کم کاری تیروئید، کم خونی و افسردگی های زیست زاد باشد که نیازمند چک آپ پزشکی ست.
در موارد بسیاری بی حوصلگی ما می تواند به خاطر ناکامی های تحصیلی، شغلی یا عاطفی باشدکه در طی زمان آرام آرام سبب انباشت احساسات ، عواطف و عقاید منفی می شود. در کنار این موارد بی حوصلگی به مطالعه کتاب می تواند ناشی از پرداختن به شبکه های مجازی فریبنده ولی تهی از محتوا باشد که در طی زمان جای عادت های خوب از جمله مطالعه مستمر را می گیرد.
در هر حال نیازمندست با مشاورین ما در ارتباط باشید تا متناسب با علت، تدابیر درمانی مهیا شود.

05 ژوئن 2021
ذورقی

من دختری ۲۲ساله هستم حدودن ۳سال وخورده ای پیش من به صورت سنتی باآقایی عقد کردم که بعد از۴ماه به خاطر داشتن اختلاف وعدم تفاهم ازهم جداشدیم تاقبل ازاون اتفاق من دختری شاداب وبسیار محکمی بودم اعتماد به نفس زیادی هم داشتم اما بعد ازاین ماجرا من به کل عوض شدم هراتفاق کوچیکی به سرعت روی من تاثیر میزاره بسیار زودرنج شدم واز کوچکترین حرفی ناراحت میشم بیشتراوقات سرهراتفاقی گریه م میگیره اعتمادبه نفسم پایین اومده و نسبت به آینده ناامیدم بی انگیره هستم البته اینم بگم که مواقعی هم حالم خوبه و اوکی هستم ولی این احساس غم واندوه بیشتر سراغم میاد هردفعه که سعی میکنم ازخودم دورش کنم باز میادسراغم وکوچکترین اتفاقی درمن تاثیر میزاره واحساس ضعف میکنم ممنون میشم کمکم کنید

05 ژوئن 2021
مشورت خانه

باسلام،شما احتمالا دچارضعف مهارت جراتمندی وابراز وجود هستید یعنی نیاموخته اید که چگونه خواسته ها وبخصوص احساسات منفی خود را بیان کنید دراولین فرصت با مطالعه مشاوره یا شرکت درکلاسها این مهارت را بیاموزید همچنین بدلایلی همچون ترس از خشم وناراحتی پدر درکودکی،حالا هم هنگام مخالفت یا ناراحتی دچار ترس وفشار روانی میشوید وبدلیل همین طرحواره های نامناسب ذهنی،توانایی گفتگوی سالم را ندارید که حل این اضطرابهای درونی نیاز به مشاوره تخصصی برای کشف، تمرین واصلاح دارد.برای موضوع نیاز به اطلاعات بیشتری نیازداریم تا دقیقا  مانعتان را بررسی کنیم

08 ژوئن 2021
کمال

سلام
ببخشید من گناه دارم میکنم
مجرد و پسر هستم
۱۵سالمه کلاس نهم
یک نوجوان ..که الوده شده به گناه
چند سالی هست خود ارضایی میکنم
خواهش میکنم کمکم کنید؟ میتونم از تکنیکهای مشاوره فردی استفاده کنم؟

08 ژوئن 2021
مشورت خانه

سلام دوست عزیز بله فواید مشاوره فردی در اینگونه مشکلات بسیار زیاد می باشد درمورد مشکل شما باید بگیم
قرار گرفتن در معرض محرک های جنسی از اصلی ترین دلیل ها برای خود ارضایست
شما باید١محرك های جنسی فاصله بگیرید (دیدن فیلم ،تصویر و اشیا و.. هرچیزی كه درشما باعث تحریك میشود)
٢- سعی كنید زمان خلوت رو كنار دیگران باشید وكمتر تنها باشید
میتونید یك مدت محل خواب و..رو تغییر بدین
٣- من به شما ورزش كردن و وقت هایی كه خالی دارین رو با فعالیت هایی كه دوست دارین مثل (با دوستان فوتبال بازی كردن و از این دست بازی ها كه علاقمند هستین ) رو پیشنهاد میكنم
ببینید استرس و اضطراب از عمل به این كار در شما باعث مشكلات روحی میشه پس جدا خودداری بفرمایید
انشاالله موفق باشید

01 جولای 2021
حیدری

سلام خسته نباشید من سی ویک سالمه دچار اضافه وزن شدم اعتماد به نفسم خیلی کم شده همش تصمیم میگرم رژم بگیرم ولی تا غذارمیبینم یادم میره بعد غذاخوردنم اعذاب وژدان میگیرم نمیدونم چیکار کنم که با نفسم کنار بیام خواهش میکنم من وراهنمای کنید

01 جولای 2021
مشورت خانه

باسلام،مهمترین راههای افزایش اعتمادبنفس:
1)بالا بردن سطح اگاهی واطلاعات، 2)توجه بیشتر به نقاط قوت واستعدادها وتوانمندیها، 3)ایجادفرصتهایی برای خلق تجربیات موفق وکسب مدرک وگواهینامه یا موفقیتهای کوچک،
4)شرکت درفعالیتهای داوطلبانه ومشارکت وقبول مسئولیت درحدتوان، 5)ارتباط با افراد با اعتمادبنفس،مثبت وموفق والگوبرداری از انها ،6)برنامه ریزی،نظم وکسب مهارت مدیریت زمان
7)تقویت مهارتهای ارتباطی ومهارت ابرازوجود وجراتمندی،ونه گفتن 8)بیان احساس،اندیشه ونظر شخصی 9)پرهیز از خودسرزنشگری ومقایسه خود بادیگران،دریافت تشویق وتایید وخودگویی مثبت

06 جولای 2021
کوثر

سلام خسته نباشین. من تازه ۱۸سالم شده مادرم اصلا درکم نمیکنه همش منو با دو تا از دخترخاله هام که ازدواج کردن مقایسه میکنه اونا هردوتاشون همسن منن یکیشون تازه باردارشده مامانم همش میگه ببین اونا زود شوهرکردن اما تو موندنی شدی رو دستم از اونورم خاله هام همش میگن خاستگار داری یا نه٬بخدا افسردگی گرفتم همش میگم نکنه تا اخرعمر واقعا دختربمونم کسی بامن ازدواج نکنه از نظر چهره و هیکل خوبم ولی بخاطر اینکه فقیرهستیم ونمیتونم جهیزیه جور کنم هیچکس طرفم نمیاد خانم دکتر واقعا افسوس زندگی دیگران رو میخورم دلم میخاد زود بمیرم ولی نبینم دخترخاله هام چطور پوز زندگیشونو میدن ٬من چیکارکنم تا ذهنم درگیر این مسائل نباشه؟؟ممنونم

06 جولای 2021
مشورت خانه

باسلام خدمت شما ،اولا برای ازدواج شما ديرنشده و ثانياخداوند برای همه بندگانش رزقی محفوظ قرارداده،دعا و توکل جای خود اما شما باید با همه ی امتیازهایتان دیده شويد،همانطورکه اشاره کردید،با آراستگی در مجامع عمومی حاضر شوید،اما نکته ی مهمتر که فکر میکنم مشکل ریشه ی مشکل شما باشد،داشتن مهارتهای ارتباط موثر است،با مطالعه یا مشاوره و تمرین،سعی کنید برخورد و ارتباط بهتری با مردم داشته باشید،لبخند،کمک وخونگرمي مثلا درپذيرايي مجالس،آداب معاشرت وگفتگو،احترام و توجه به دیگران و…..بسیاری اصول و اسرار علمی وجود دارد که اگر راجع به آن اطلاعات پیدا کنید متوجه اشکالات رفتاريتان خواهید شد و انشاله قدرت وتاثیر حرفتان بیشتر خواهد شد.

06 جولای 2021
مائده

سلام با عرض خسته نباشید
من نوزده سالمه خودم چند ماهه که ازدواج کردیم با همسرم بیست و هفت سالش اصلا مشکلی ندارم فقط خانواده من همش باعث دعوا و جروبحث و ناراحتی بین ما میشن مثلا کار همسرم طوری که صب ساعت پنج میره تا شب مامانم و خواهرم میگن بیا بمون اینجا اونم میره خونه مامانش یه چیزی میخوره بعدم میخوابه صبح میره سرکار ،اجازه دخالت کردن خاله و مادربزرگم رو تو زندگی منو داده واقعا یه حرف های غیر منطقی میزنن نه میتونم بندازمشون نه…..
خواهشا راهنمایم کنین

06 جولای 2021
مشورت خانه

سلام دوست عزیز
اینگونه دخالت های خانواده با داماد ناشی ازاختلاف شما باخانواده قبل از ازدواج بوده ،خانواده هایی که به نوعی روی خود فرزند و رفتار و شرایط او حساسند بعد ازازدواج همسر ایمن نمیشود.
مشکل شما با مادرتان نباید باعث این تاثیرات شدید در زندگی شما شود, در واقع شما از مشکلات اخلاقی او اگاهید، پس باید با مدیریت رفتار خود به نتیجه مطلوب برسید. اولا سعیتان را بکنید تا او را در معرض عصبانیت قرار ندهید. دقت داشته باشید که باید اینده نگر باشید و روی رفتار خود کنترل لازم را داشته باشید. بهرحال او مادر شماست و باید بسیار با ملاحظه با او رفتار نمایید حتی اگر بدترین رفتار را داشت.
از طرفی وظیفه اصلی شما صحبت با همسرتان و شرح کامل مسایل برای اوست تا شمارا بهتر درک کند. او نزدیکترین فرد به شما خواهد بود پس باید از درون شما تا حدی اگاه باشد. تا جای ممکن به همسرتان کمک کنید تا بتواند با شرایط کنار بیاید. اگر بتوانید این مراحله را بخوبی پشت سر بگذارید خیلی بهتر میتوانید زندگی و اینده خود را مدیریت کنید.
قسمتی از تنش ها جز تفاوتهای فرهنگی خانواده ها محسوب میشه وحساسیت نشون ندهید وشما به روش خودتان عمل کنید و لزومی ندارد در صدد تغییر انها باشید درحد احترام به وظیفه زناشویی عمل کنید

07 جولای 2021
ترابی

با سلام خدمت مشاور عزیز
مشکل من این است مثل همه دخترها و هم سن و سالان خود با جمع نمی جوشم. به قولی گفتنی هم رنگ جماعت نمی شوم و بیشتر مواقع توخودمم هستم. درضمن سن من 36 سال است. اصلا خیلی سخت حرف میزنم و روی کلماتی که به زبون میاورم دقت ندارم وخیلی هم کم حرف هستم و منظور خود را اشتباهی به طرف مقابل میفهمانم وتحصیلاتم هم دیپلم است. ممنون می شوم اگه به من کمک کنید چون خیلی رنج میبرم

07 جولای 2021
مشورت خانه

دوست عزیز اگر این مشکلی را که عنوان کردید از نوع شدید میباشد در واقع مانع از انجام امور روزمره زندگی فرد میشود و فرد عذاب زیادی میکشد برای غلبه بر این استرس بهتر است که زیر نظر یک روانشناس مجرب به اموزش تکنیک های زیر بپردازد،البته راه حل های زیر بخشی از روند درمان است:
1- تکنیک های غلبه بر اضطراب: شـامـل ریـلـکس کـردن عـضـلات، تـنـفس عـمیق و آهستـه، مدیتیشن و تصویر سازی ذهنی میباشد.
2- آموزش مهارتهای اجتماعی: الگو سازی رفتار های مناسب،پس از آن تمرین آنها در فعالیتهای واقعی زندگی.
3- در معرض عامل هراس آور قرار دادن: فرد را بمرور با عامل وحشت زا روبرو کرده و ترس وی را اینگونه کاهش دهد
4_ مشارکت در فعالیتهایی که اعتماد بنـفس و حـس امـنـیـت فـرد را افـزایش میدهد.
5_ به چالش طلبیدن افکار نامعقول و مثبت اندیشی.

08 جولای 2021
رضاپور

سلام.
دنبال موفقیت هستم. در کلاس ها و سمینارهای متعددی شرکت کرده ام.
اما هنوز در تصمیم گیری مشکل دارم! کارها را نیمه کاره رها می کنم! اراده و اعتمادبنفس ندارم!

08 جولای 2021
مشورت خانه

سوال من معمولا این است که “رابطه ات با والدینت چطور بوده؟ “، “آیا تصویری امن و باثبات از آغوش و نوازش های پدر و مادرت داری؟”
پاسخ معمولا این است که :
نه چندان و برایم هم مهم نیست! من فقط می خواهم در زندگی موفق بشوم تا به آنها نشان دهم که نیازی به آنها ندارم!
و جواب من معمولا این است که :
پس همه اینها درنهایت بخاطر آنهاست!
در واقع وقتی یک کودک نوپا راه می افتد و شروع به شناختن محیط می کند وقتی کاری را با موفقیت انجام می دهد برمی گردد و والدینش را نگاه می کند تا ببیند آنها موفقیتش را دیدند یا نه؟
اگر پدر و مادر موفقیت فرزندشان را تحسین و تشویق نکنند و یا اگر اشتباهی رخ داد مثلا چیزی را انداخت، دستش لای در ماند یا لباسش را کثیف کرد واکنش منفی نشان دهند نیاز به احساس قدرت و توانمندی کودک را کور خواهند کرد.
فردی که تمام زندگیش را وقف موفقیت می کند احتمالا هنوز چشمش به والدینش است و می خواهد به آنها ثابت کند که در مورد او اشتباه کرده اند. او آنقدر محتاج تایید آنهاست که احتمالا بارها در زندگی اشتباهاتش را تکرار خواهد کرد.
در جلسات مشاوره تلاشمان بر این است تا تجربه هایی شبیه به آنچه باید در کودکی احساس می کردیم را بازآفرینی کنیم.

24 جولای 2021
سمیه

سلام خسته نباشین سوالی که دارم شاید زیاد مهم نباشه ولی فکرم رو خیلی درگیر کرده ممنون میشم جواب بدین ازپانزده سالگی بشدت علاقه ای به پسری داشتم که درست مرد ارزو هام بود البته فقط علاقه یکطرفه بود حتی دوست هم نشدیم وقتی خودم بهش گفتم که دوستت دارم وخیلی علاقه ای بهت دارم نصیحتم کرد گفت دخترخوبی هستی این درست نیس خودتو زیرسوال ببری وخیلی ازاین حرفش ناراحت شدم الان دوسال ازاون موقع میگذره ولی هروقت که میبینمش واقعا افسوس میخورم که چرا پسم زد درحالی که خودش یجور خاصی نگاهم میکنه واینکه این اقا پسر همشهری خودم هست همه سرش قسم میخورن پسر خوب و کاریه موقعیت ازدواج داره ولی نمیدونم چرا از دخترا خوشش نمیاد اطرافیان میگن مشکل جنسی داره بخاطرهمون نمیتونه زن بگیره ٬درکل خانم دکتر نمیتونم از فکر وذهنم بیرونش کنم الان دوساله که بهش فکرمیکنم من واقعا دختری نیستم که بخام جلف بازی دربیارم ولی نمیدونم چرا هیچ حسی بهم نداره من به عنوان مرد زندگیم میخاستمش لطفا بگین چجوری فراموشش کنم؟؟؟؟

24 جولای 2021
مشورت خانه

سلام دوست عزیز
علاقه شما به ایشان اگردختر سالمی هستید یقینا به دلیل پاکی و وقار اوست.دو موضوع را باید در نظر بگبرید ابتدا اینکه در طی دو سال اگر کوچکترین علاقه ای به شما داشت تاکنون عکس العملی نشان میداد و روی دوست داشتن شما فکرمیکرد در ثانی هرچه به علاقه خود تاکیدکنید ازنظر او دختر سستی بنظر میایید و هیچگاه به شما فکر نخواهد کرد، آقایان دختران مغرور و بی تفاوت رادوست دارند.
و اینکه زندگی زناشویی و حقیقی این تخیلات نیست چه بسا کسی را برای خود بت کرده ایم و تو زندگی اصلا نمیتوانیم با او کنار بیاییم. سعی کنید شخصیت خود راحفظ کنید و به زندگی پر از عشق و دوست داشتن دوطرفه بیندیشید.

28 جولای 2021
پریسا

با سلام.سوالی داشتم .اینکه برخورد صحیح با افراد انرژی منفی و حسود چیه؟ طوری که خودمون رو تا سطح اونها پایین نیاریم و در عین حال خط قرمز هامون هم براشون مشخص بشه و حدشون رو بدونن.

28 جولای 2021
مشورت خانه

وقتی آدمی منفی جایی حضور دارد، حتی الامکان از وارد شدن در بحث با او خودداری کنید و سعی نکنید متقاعدش کنید چون کار بیهوده ای است.
حداکثر کاری که می توانید برایشان انجام دهید، همدلی محدود و زدن یک لبخند است. می توانید بگویید:«می فهمم برای شما خیلی سخت بوده و زندگی تان گاهی فراز و نشیب هایی داشته و دارد.» بیش از این وارد صحبت و بحث نشوید.
برخی افراد در بعضی حوزه ها مثبت می اندیشند اما در یک مورد خاص، تفکرشان منفی است و در باره آن ناله سر می دهند و منفی گویی می کنند؛ مثلا فقط راجع به محل کارشان بد می گویند. وقتی با این افراد هستید، تا جای ممکن از کشاندن بحث به مسائل شغلی که می توانند درباره آن حس منفی به شما بدهند، خودداری کنید.
تا جایی که امکان دارد، میهمانی یا جلسه دو نفره با آنها تشکیل ندهید تا تنها مخاطب شان نباشید. سعی کنید اگر مجبور هستید به هر دلیلی به ملاقات این افراد بروید، حتما آدم هایی را با خود همراه ببرید تا فشار روانی کمتری را تحمل کنید.

28 جولای 2021
سانیا

من دوماهه عروسی کردم عاشق شوهرم هستم خیلی اخلاقش خوبه انقد خوبه که من رفته رفته هم عاشقتر ازقبل میشم ولی یه مشکلی دارم وقتی شوهرم یه چیزی میگه یا اعصبانی میشه من زود ناراحت میشم گریه میکنم شوهرم هم رو گریه کردنه من حساسه میگه نمیخوام اشکاتو ببینم نمیدونم چجوری این ناراحت شدنمو گریه کردنم از خودم دور کنم خواهش میکنم راهنماییم کنین

28 جولای 2021
مشورت خانه

گریه یک مکانیسم رایگان، طبیعی و قدرتمند برای کنار آمدن با درد، استرس و اندوه است.انسان ها پس از گریه کردن از لحاظ جسمی و روانی احساس بهتری می کنند و در واقع سبک و خالی می شوند زیرا مواد انباشته شده در بدن هنگام گریه دفع می شود.
اگر بخواهیم از دیدگاه شناختی رفتاری به مشکل شما توجه کنیم به رابطه فکر و احساس و رفتار پی خواهیم برد ممکن است شما افکاری در رابطه با رفتار دیگران داشته باشید که ناکامی در رسیدن به این افکار باعث احساس منفی در شما و در نتیجه احساس منفی به رفتار(گریه کردن)وادار می شوید به همین خاطر اگه شما بتونید افکار منفی خودتون را شناسایی و اصلاح کنید و اعتماد به نفس خودتون را افزایش بدید و تفکر اینکه دیگران راجع به شما چی فک می کنند را از خودتون دور کنید میتونید این رفتار خودتون را کنترل کنید البته انتظار نداشته باشید با یکی دو بار تمرین موفق شوید.
شما نیاز به مدت زمانی طولانی تمرین دارید چون این رفتار شما به صورت عادت در آمده است.در صورت امکان جهت تسریع درکار با مشاوران مرکز ما در ارتباط باشید.

29 جولای 2021
نازیلا

سلام من ۱۶سالمه متاهلم زمانی که من و شوهرم میریم مهمانی همش میگن شوهرت زن دوم میگیره من زود گریه میکنم چکار کنم که دیگه جلوشون گریه نکنم دست خودم نیست خود به خود اشکم در میاد شروع میکنن خندیدن

29 جولای 2021
مشورت خانه

سلام پرسشگر عزیز
این که روی شوهرتان حساسیت دارید نه تنها  امر بدی نیست بلکه یکی از مواردی است که هر زن و شوهری باید نسبت به یکدیگر و زندگی مشترک خود داشته باشند ولی نکته اینجاست که در قبال این حساسیت چگونه باید رفتار کنید تا صدمه ای به زندگی مشترک تان وارد نیاید. یادتان باشد نگه داشتن عشق و محبت همسر همچون پرنده ای است که در مشت خود گرفته اید. اگر خیلی آزاد نگه دارید و هیچ گونه جاذبه ای هم برای ماندن وجود نداشته باشد، ممکن است پرواز کند و برود و اگر هم خیلی او را تحت فشار قرار بدهید خواهد مرد. پس سعی کنید طوری نگه دارید که احساس امنیت و آرامش در او ایجاد شود و به شما اعتماد کند. اعتماد به مفس خود رابالا ببرید واین قابلیت را درخود ببینید که میتوانید جلب نظر همسرتان کنید وبا شما به خوشبختی خواهدرسید و آرامش او کنار شماست.
سعی کنید قوی باشید ونقطه ضعف دست دیگران ندهید.

30 جولای 2021
رقیه

سلام وقت بخیر
من خانمی ۳۵ ساله هستم دوست پسردارم خیلی دوسش دارم من بیشترپیام میفرستم وزنگ میزنم ولی اون کمترتامن پیام نفرستم اون نمیفرسته من خیلی بهش وابسته شدم نمیتونم فراموشش کنم جوری که ازذهنم بیرون نمیره انگاربا خودش دارم زندگی میکنم …البته من متاهلم الان ۱۸ ساله ازدواج کردم ولی نه به امرخودم پدرمادرم منوشوهردادن خودم راضی نبودم طی این چن سال عاشقش نشدم فقط به عنوان شریک زندگیم دوسش دارم ازش سه تا پسردارم …والان عاشقی رو با دوست پسرم تجربه کردم نمیدونم چکارکنم وابستش شدم نمیتونم ازش دل بکنم دوست دارم کاری بکنم اونم مثل من وابستم بشه …تودوگانگی زندگیم قرارگرفتم بعضی روزا حتی یه پیامم نمیفرسته ومن بی اختیار درفراقش اشک میریزم شده همه زندگیم بعضی وقتا ازشوهرم متنفرمیشم که چرا اون جای این نیست چکارکنم با زندگیم.راهنماییم کنید لطفا

30 جولای 2021
مشورت خانه

سلام دوست عزیز
متاسفانه برخی از زنان و مردان متاهل دچار هوس های زودگذری می شوند که نام “عشق” را به آن اختصاص می دهند. وقتی که عشق ورزی های هوس انگیز برخی زنان و مردان متاهل را می شنویم دچار ناراحتی می شویم و این عمل هر ذهنی را فکر فرو می برد!
برخی از زنان متاهل با بی پروایی و تعدد در ازدواج، دوستی های نامناسب، داشتن چندین شریک جنسی، حسادت زنانه، بی مسئولیتی در زندگی متاهلی، وارد رابطه های نامشروع و غیراخلاقی می شوند.
در بعضی از زندگی های متاهلی زنان احساس نمی کنند که شریک زندگی دارند و ازدواج کرده اند گویا با ازدواج کردن تنهاتر می شوند و متاسفانه برای اینکه بر تنهایی خود غلبه کنند ارتباط با جنس مخالف را شروع می کنند تا بتوانند تنهایی های خود را پر کنند. برخی از مردها هم بعد از ازدواج نیازهای مادی و معنوی زن را فراهم نمی کنند و علاوه بر آن مردان خودخواه، خسیس، انزواطلب، پرمشغله، بی مسئولیتی هستند که فقط تنهایی را نصیب زن می کنند.
زمانی که رفتار و اخلاق ناشایست در جامعه رواج پیدا کند برخی زنان که از نظر اخلاقی دارای شخصیت نامتعادلی هستند به دنبال هوس ها و وسوسه های خود می روند و به راحتی راه خیانت را در پیش می گیرند.
در زندگی های مشترکی که همسران دچار خیانت می شوند باید به دنبال راه حل و چرایی آن باشند. چه چیزی باعث می شود که زن یا مرد به سراغ فرد دیگری برود و بخواهد تمامی نیازهای جسمی و روحی خود را با او شریک شود. چرا برخی از زنان و مردان متاهل به جای چاره اندیشی برای حل مشکلات خود راه بی اخلاقی را پیش می گیرند و به راحتی به یکدیگر خیانت می کنند؟
بهتر این است که این افراد وقتی در موقعیتی قرار می گیرند که نمی توانند همسر خود را تحمل کنند و مشاوره گرفتن از روانشناسان و راهنمایی بزرگان گره از کارشان باز نمی کند از گزینه “طلاق” استفاد کنند. چرا که در این مواقع جدایی شاید خیلی بهتر از رواج بی اخلاقی باشد.

06 آگوست 2021
سعیدی

بچه كه بودم مامانم از بابام جدا شد ومن هفت سال محبت مادر نداشتم بعد هفت سال اشتی كرد ولى من دیگه نمیتونستم باهاش راحت باشم تا الان بهترین مادر دنیاس وزندگیشو وقف ما كرد چون بابام توى جنگ موجى شد و ازلحاظ اعصاب مشكل داره همه جوره مامانم هوامو داره ولى هیچ وقت نمیتونم باهاش درددل كنم چون میترسم دیدم نسبت به شوهرم بد بشه ولى توزندگیم خیلى اذیت شدم ولى وقتى ازدواج كردم فكر كردم خیلى محبت میبینم ولى بر عكس شد فقط من باید محبت كنم شوهرم یه اخلاق بده دیگه هم كه داره جلو فامیلش منو دست میندازه واونام خوششون میاد ومیخندن تو رو خدا زود راهنماییم كنید خیلى خیلى از زندگیم خسته شدم فقط به خاطر دوتا بچه هام میخوام زندگیمو حفظ كنم

06 آگوست 2021
مشورت خانه

واکنش نشان دادن در مقابل افرادی که شما را خوار کرده و ارزش هـایتـان را زیر سؤال می برند، قدری دشوار و دردناک است. گاهی اوقات زخم هایی که اینگونه افراد به شما وارد می آورند، ممکن است تا ابد باقی بمانند. بهترین تکــنیک این است که یاد بگیریم به جای اینکه برخورد تند از خود نشان بدهیم، با آنها مدارا کنیم.
چند تکنیک شخصی بایستی به شما آموزش دهیم تا یاد بگیرید چگونه می توان از پس این افراد برآمد، لطفا با مشاورین ما در تماس باشید.

خروج از نسخه موبایل